• Balatarin
  • Facebok
  • stumbleupon
  • Digg
  • Delicious
  • Greader
  • Twitter
  • FriendFeed

جشن سپندارمذ گان و روز عشاق ایرانی مبارک

تارنمای همازور

”"کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از والنتاین فرنگی است! این روز “سپندارمذگان” یا “اسفندارمذگان” نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند،هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند.

روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند…. آیا زمان آن نرسیده است که همچون سال های اخیر و گسترش جشن های سده و مهرگان در ایران نسبت به پیش تر، سپندار مذگان را هم گرامی بداریم .

روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم هر سالاسفند یا سپندارمذ نام دارد. این واژه که در اوستایی «سْپِنـْـتـَه آرمَئیتی»(Spenta-Ârmaiti) می باشد و نام چهارمین امشاسپند است، از دو بخش «سپنته» یا «سپند» به مانک پاک و مقدس و «آرمئیتی» به معنی فروتنی و بردباری تشکیل شده است و معنی این دو با هم فروتنی ِپاک و مقدس«آرمان مقدس» می‌توان معنا کرد. زرتشتیان هم این آرمان مقدس را که همان ایثار و فداکاری است، به زن، به‌ویژه مادر، نسبت می‌دهند و به دلیل احترام ویژه‌ای که به فدا شدن و از خود بیگانه شدن و آرمان‌های پاک و مقدس دارند، روز جشن اسفندگان را به زنان اختصاص می‌دهند.

این واژه در پهلوی «سپندارمت»(SpandÂrmat) و در فارسی «سپندارمذ» و «اسفندارمذ» و «اسفند» شده است.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن «سپندارمذگان» یا «اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مردگیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران»(=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی بکار رفته است.

یکی دیگر از نام های این جشن نیز، جشن «برزگران» یا «برزیگران» است که به مناسبت نقش مهم برزگران و کشاورزان در سبز کردن زمین و باروری زمین بوده است.

ایرانیان دوران باستان همچون سایر اقوام هم‌دوره خود، از گذشته‌های دور تحت تاثیر و نفوذ مادر خدایان یا الهگانی بوده‌اند که آنها را حمایت می‌کردند.با دگرگونی نقش زن به‌عنوان عنصری سودمند در جامعه، گروه خدایان مادینه نیروی برتر شدند و دست به آفرینش و کارهای خارق‌العاده زدند. این بانوخدایان دارای تندیسه‌هایی بوده‌اند که در جای‌جای سرزمین ایران و دیگر نقاط جهان یافت شدند. این پیکرک‌ها خصوصیات زنانه بارزی دارند که نماد باروری و مادری و زایش آنهاست. با آغاز پیام‌آوری اشوزرتشت، پرستش چندخدایی کنار نهاده شد و یکتاپرستی به معنای واقعی خود مطرح گردید. پس سایر خدایان به مقام پایین‌تر نزول کرده و بدین‌ترتیب امشاسپندان و ایزدان با حضور خود مفاهیم انتزاعی برخاسته از این خدایان را در درون خود و در باور مردمان حفظ نمودند. این فاصله‌گرفتن از خدایان اساطیری بطور کامل نبوده و آدمی که مجذوب قدرت بی‌زوال بانوخدایان اسطوره‌ای خود بود، با اقدامی جبرانی بخشی از قدرت مافوق طبیعی زنانه آنها را در قالب‌های دختر شاه‌پریان و داستان‌های روزمره خود جای داده و قسمتی دیگر را هم بصورت زن برتر در ادبیات خود زنده می‌کند و در یک کلام می‌توان گفت در جهان‌بینی انسان باستانی ابرانسان زن بوده است.

آناهیتا و اشی از جمله ایزدبانوهای ایرانی می‌باشند که در جای‌جای نوشته‌های باستانی جلوه می‌کنند. در میان امشاسپندان از لحاظ زبان‌شناسی زبان اوستایی، سه امشاسپند نخستین یعنی وهومن – اشه‌وهیشته و خشتره‌وئیریه، نرینه؛ و سه امشاسپند بعد یعنی سپنته‌آرمئیتی و هئوروتات و امرتات از نظر لغوی، مادینه‌اند. از سوی دیگر با نگرشی ژرف در معنای این سه نیروی اهورایی

سپنته‌آرمئی‌تی: مهرورزی افزاینده که بعدها به شکل سپندارمذ یا اسفند تغییرشکل داده است که در باور باستان، زمین نماد آن است .

هئوروتات: رسایی که زایش، بالندگی و خروش آب‌ها و چشمه‌ها در ذهن ایرانی یادآور این نیروی خدایی است.

امرتات: بی‌مرگی و جاودانگی که رویش و بالندگی گیاهان و سبزینگی، نماد باستانی آن است.

می‌توان دریافت که هسته اصلی این سه امشاسپند، مهرورزی و عشق بی‌آلایش و ازخودگذشتگی و پروراندن و زایندگی است و نشانگر اهمیت نقش زن و مادر در اندیشه و باور انسان نخستین و ایرانیان باستان است. چنانکه در ادبیات ایرانی نیز مادر طبیعت، مام میهن، … بسیار به‌چشم می‌خورد. اگر در باور ایرانی مرد دارای قدرت مردانگی و تفکر و خردورزی بیشتری است، در برابر آن زن نیز دارای مهرورزی، عشق پاک، پاکدامنی و ازخودگذشتگی فراوان‌تری است که هر یک از این‌دو به تنهایی راه به جایی نبرده و حتی روند پویایی گیتی را هم به ایستایی می‌کشانند. اگر مردان بدنه هواپیمای خوشبختی‌اند ، زنان موتور آن‌اند که پیکره بی‌موتور و موتور بی‌بدنه هیچ‌کدام به تنها به اوج سعادت نمی‌رسند بلکه ذره‌ای حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است.

در گاهان ستوده‌شده، اشوزرتشت خوشبختی بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان می‌داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد. و از دیدگاه وی همه انسان‌ها – همه زنان و مردان – دارای حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلی می‌داند و خوشبختی همسران جوان را در زندگی زناشویی در این می‌داند که هر یک بکوشند تا در راستی از دیگری پیشی جویند.

این هماهنگی و میانه‌روی پیامبر بسیار ارزشمند و قابل‌توجه است. در زمانی‌که در بسیاری از سرزمین‌ها و فرهنگ‌های جهان باستان، دختر منفور خانواده بود و حتی گاهی پس از زایش بی‌درنگ زنده‌زنده به گور می‌رفت؛ در ایران باستان، زن همکار و همفکر مرد در زندگی زناشویی و حتی گاهی در زمینه حقوقی – دینی و مذهبی – جنگ و پهلوانی بوده‌است.

پس از زناشویی و تشکیل خانواده شوهر به‌نام نمانوپئی‌تی (Nemanu Paiti) و زن به‌نام نمانوپتنی (Nemanu Patni) خوانده می‌شود. جزء اول هر دو واژه به معنی خانه و پئی‌تی و پتنی هر دو به معنای سردار و رئیس‌اند که پئی‌تی، نرینه و پتنی، مادینه است. این‌دو واژه را کدخدا و کدبانو معرفی کرده‌اند و پیداست همانگونه که شوهر مقام کدخدایی و ریاست خانه را عهده‌دار است، زن هم کدبانوی خانه است نه کنیز و مأمور

به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می رفت. مردم به جهت گرامیداشت، به آنان هدیه داده و بخشش می کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش هایی برخوردار می شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می کردند و مردان باید که از آنان فرمان می بردند.

گردیزی نیز در کتاب زین الاخبار خود به واژه ی «مردگیران» اینگونه اشاره کرده است که از این جهت این جشن را مردگیران می گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی گزیدند.

هنوز نیز در برخی از گوشه های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده اند مورد تشویق قرار می گیرند و از مردهای خود پیش کش هایی دریافت می کنند. آن ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می گیرند




نوشتارهای با ارتباط با این نوشته:

  1. جشن بهمن گان، جشن اندیشه نیک منوچهر ارغوانی جشن بهمنگان، جشن بزرگْ‌داشت منش و اندیشه‌ نیک است و یکی از نمودهای بارز این نیک منشی پرهیز از به تباهی کشاندن هستی و پاسداشت همه زیستمندان به...
شما می توانید هر پاسخی به این مطلب را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید. یا شما میتوانید دیدگاه خودتان را به کمک, trackback از تارنمای خودتان انجام دهید.
دیدگاهی را بنوسید

XHTML: شما می توانید از این برچسب ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>